انشا, اول سال
شاید تعجب کنید که معلم فیزیک مشق انشاء بده. ولی من از دانش آموزانم خواستم تا بنویسند و نتیجه جالبی هم بدست آمد. موضوع این بود: از دانش آموزان سال دوم خواستم فکر کنند که به یک طریقی ( مثلا پری مهربون آنها را جادو کرده) توانایی اندازه گیری همه چیز را بدون استفاده از هیچ ابزاری پیدا کرده اند. یعنی به اشیاء که نگاه می کنند، جرم و دما یا طول و سرعت و... آنها را ناخودآگاه می فهمند. حالا چه اتفاقاتی برای آنها می تواند بیافتد؟
خوب، بعضی از دانش آموزان از ورود اینهمه عدد و رقم به کله شان ترسیده بودند. تعدادشان هم نسبت به کل زیاد بود. تعدادی رفته بودند توی آشپزخانه و به مادر در اندازه گیری کمک کرده و یا خودشان آشپزی کرده بودند. چند نفری دنبال استفاده های جالب بودند و از داشتن این توانایی کیف کرده بودند. به هر حال برای من آنچه نوشته بودند، خیلی جالب بود.
قراره باهم راهی برای بررسی دقیق آنها و رتبه بندیشان پیدا کنیم.
اگر دوستای خوبم انشاء هایشان را تایپ بکنند و برام بفرستند، قسمتهایی از آنها را توی وبلاگ بگذاریم، عالی میشه.
پنجشنبه هم قراره اندازه پا را بگیریم ببینیم پای چپ با راست چقدر فرق داره.![]()
تینا خانوم گل هم نگران نباشه، دو بار که تمرین بکنی سرعت عملت از همه بیشتر میشه.
موفق باشید.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 0:0 توسط معلم و دانش آموزان
|
این وبلاگیه برای ارتباط بیشتر و بهتر من و دانش آموزانم در دبیرستان فرزانگان و الزهرا و بحث بیشتر راجع به فیزیک